


گیرم که در باورتان به خاک نشسته ام
و ساقه های جوانم از ضربه ها ی تبرهاتان
زخمدار است
با ریشه چه می کنید ؟
گیرم که بر سر این بام
بنشسته در کمین پرنده ای
پرواز را علامت ممنوع می زنید
با جوجه های نشسته ی
در آشیانه چه می کنید ؟
گیرم که باد هرزه ی شبگرد
با های و هوی نعره ی مستانه در گذر باشد
با صبح روشن پر ترانه
چه می کنید ؟
گیرم که می زنید
گیرم که می برید
گیرم که می کشید
با رویش ناگزیر جوانه
چه می کنید ؟
+
نوشته شده در دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت 22:0 توسط پیمان
|

من می خواستم با شروع دوباره وبلاگم رنگ سیاه وبم رو به سبز تعغیر بدم ولی همون سیاه موند. به امید موجی سبز تر
یار خیابانی من با من وهم رأی منی در زیر باتوم و چماق یاور و همراه منی گم شده رأی من و تو تو انتخابات سیاه دشمن خاشاک و خسند بسیج و ناجا و سپاه زنجیر و چاقو می کنه صورتو زخمی و کبود چشم داره عادت میکنه به گاز اشک آور و دود رأی من و تو نتونست زنجیر ها رو پاره کنه مشت گره کرده ما میهنو آزاد می کنه یار خیابانی من با منو هم رأی منی در زیر باتوم و چماق یاور و همراه منی
+
نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 13:45 توسط پیمان
|

به گزارش خبرنگار اعزامی قلمنیوز، بیش از ۷0هزار تن از مردم خونگرم بندرعباس در فرودگاه و خیابانهای اصلی منتهی به ورزشگاه تختی حضوری پر شور داشتند و به گفته برخی از شهروندان، جمعیت حاضر نیمی از جمعیتی بود که از ساعتهای اولیه در فرودگاه و خیابانهای اطراف، حاضر بودند که به دلیل تاخیر زیاد در ورود مهندس میرحسین موسوی جمعی از آنها به خانه بازگشتند. پس از حرکت میرحسین موسوی به سمت ورزشگاه جهان پهلوان تختی، کاروانی از خودروها به طول چندین کیلومتر پشت سر وی، میرحسین را همراهی میکردند و در حاشیه بیشتر خیابانها و اتوبانها جمعیت قابل توجهی انتظار وی را میکشیدند. در کنار طرفداران میرحسین موسوی همچنین برخی از طرفداران محمود احمدینژاد، سوار بر موتور سیکلت در بین جمعیت اخلالهایی ایجاد میکردند و شعارهایی را سر میدادند. تعداد قابل توجهی از این حامیان را جوانان تشکیل میدادند. در هنگام ورود میرحسین موسوی به ورزشگاه و در حین سخنرانی وی هزاران تن از مردم پرشور در ورزشگاه تختی با پرچمهایی سبز و پلاکاردهایی رنگارنگ در حالی که ساعت نیمههای شب را نشان میداد، ایستاده بودند. به گزارش قلمنیوز، در میان اظهارات موسوی در مورد لزوم برادری بین شیعه و سنی و بریده شدن دست دولت برای دخالت در امور آنها و نیز ایجاد اشتغال و رفع فقر برای مردم، حاضران به طور مکرر، وی را مورد تشویق قرار میدادند. در بین حاضران ورزشگاه تختی جمعیت قابل توجهی همراه با خانوادههایشان با فرزندان کوچک در مراسم شرکت کردند. میرحسین موسوی در پایان اظهارات خود از مردم به دلیل تاخیر قابل توجه در ورود به این شهر عذر خواهی کرد و مردم نیز او را به شدت مورد تشویق قرار دادند. دمای امشب بندر عباس 35 درجه سانتی گراد و کاملا شرجی بود و حضور مردم در ساعتهای طولانی برای استقبال از موسوی بسیار قابل توجه و ستودنی بود. من خودم در این مراسم بودم اگر لازم می شد ۱۰ ساعت هم برای دیدار میر حسین غزیز صبر می کردیم
حضور ستودنی مردم خونگرم بندرعباس در استقبال از موسوی
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388ساعت 22:22 توسط پیمان
|

پایان
ما چونان گل سرخی هستیم که خودشان را به خاطر شکوفا شدن آزار نمیدهند,آن گاه که باید شکوفا شوند. .وگویی خورشید از انتظار کشیدن منزجر شده است. شعری از چارلز بوکوفسکی 
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت 20:24 توسط پیمان
|

یار دبستانی من یار دبستانی من ، با من و همراه منی ترانه " یار دبستانی من " با صدای جمشید جم
چوب الف بر سر ما، بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو، رو تن این تخته سیاه
ترکه ی بیداد و ستم ، مونده هنوز رو تن ما
دشت بی فرهنگی ما هرزه تموم علفاش
خوب اگه خوب ؛ بد اگه بد ، مرده دلای آدماش
دست من و تو باید این پرده ها رو پاره کنه
کی میتونه جز من و تو درد مارو چاره کنه
یار دبستانی من ، با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما ، بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو ، رو تن این تخته سیاه
ترکه بیداد و ستم ، مونده هنوز رو تن ما
یار دبستانی من ، با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما ، بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو ، رو تن این تخته سیاه
ترکه ی بیداد و ستم ، مونده هنوز رو تن ما
دشت بی فرهنگی ما هرزه تموم علفاش
خوب اگه خوب ؛ بد اگه بد، مرده دلهای آدماش
دست من و تو باید این پرده ها رو پاره کنه
کی میتونه جز من و تو درد مارو چاره کنه ؟
یار دبستانی من ، با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما ، بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو ، رو تن این تخته سیاه
ترکه ی بیداد و ستم ، مونده هنوز رو تن ما
+
نوشته شده در شنبه شانزدهم آذر 1387ساعت 18:7 توسط پیمان
|

ببخشید با شروع مدارس سرم خیلی شلوغ شده و معلوم نیست آپ بعدیم کی باشه!!!!!!!!!!!!!!!!!! این بار می خوام اهنگ از گروه راک Queen (به انگلیسی: Queen به معنای «ملکه») در ادامه مطلب هم برای شما خلاصه کوچکی از زندگی فریدی مرکوری برای شما گذاشتم. دانلود موزیک(حتما دانلود کنید) یکی از ترانه های معروف این گروه به نام We Will Rock You (ما شما را به جنب و جوش می اندازیم) Buddy you're a boy make a big noise
رفیق تو پسری هستی که خیلی سر و صدا می کنی
Playin' in the street gonna be a big man some day
در خیابان بازی می کنی ، روزی مرد بزرگی خواهی شد
You got mud on yo face
صورتت گٍلی شده
You big disgrace
و این شرمساری بزرگیه
Kickin' your can all over the place
قوطی مشروبت را به همه طرف پرت می کنی
We will we will rock you
ما شما را به جنب و جوش می اندازیم
We will we will rock you
ما شما را به جنب و جوش می اندازیم
Buddy you're a young man hard man
رفیق تو مرد جوان و سرسختی هستی
Shoutin' in the street gonna take on the world some day
در خیابان فریاد می کشی، روزی دنیا را می گیری
You got blood on yo face
صورتت خونی شده
You big disgrace
و این شرمساری بزرگیه
Wavin' your banner all over the place
نشانه ات را در همه جا تکان می دهی
We will we will rock you
ما شما را به جنب و جوش می اندازیم
We will we will rock you
ما شما را به جنب و جوش می اندازیم
Buddy you're an old man poor man
رفیق تو پیرمرد فقیری هستی
Pleadin' with your eyes gonna make you some peace some day
با چشمانت خواهش می کنی ، روزی صاحب آرامش می شوی
You got mud on your face
روی صورتت گلی شده
You big disgrace
و این شرمساری بزرگیه
Somebody better put you back in your place
بهتره یک نفر تو را برگردانه سر جایت
We will we will rock you
ما شما را به جنب و جوش می اندازیم
بخوانید
We will we will rock you
ما شما را به جنب و جوش می اندازیم
همه
We will we will rock you
ما شما را به جنب و جوش می اندازیم
خوبه
ادامه مطلب
+
نوشته شده در پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 12:48 توسط پیمان
|

ارنستو چگوارا مردی که در تمام زندگی خود یک هدف داشت. ان هم وفاداری به فکر و عقیدش و این تنها راز مندگاری او است البته خود ارنسو چگوارا گفته:من یک ماجراجو هستم. اما نه از انهایی که برای اثبات شجاعتشان زندگی را به بازی می گیرند من دنبال مرگ نمیگردم اما احتمال رویارویی با ان زیاد است. پس شاید خداحافظی من باشد از این فرمانده کوچک یادی کنید. این تکه کوچکی از اخرین نامه چگوارا به مادر و پدرش است.
چگوارا یک مردی کاملا جهانی بود چون برای ابراز عقیده خود تلاشهای زیادی کرد او بعد از انقلاب کوبا. سفر های زیادی رفت در یکی از سفرهایش که برای تبلیغ فکر و عقیده خود به بوليوي سفر کرد که به دست نیرو سیا امریکا کشته اما (چه) در اخرین لحظات گفت بکشید شما فقط یک مرد را می کشید در ادامه مطلب آخرین نامه (چه) برای فرزندانش وهمسرش است.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 21:9 توسط پیمان
|

خواننده مورد علاقه من که بنظرم بهترین صدای دنیا رو داره. صدایی دورگه. که یه حص آزامشی به من می ده که من هیچ وقت و یا هیچ زمانی نتونستم اون تجربه کنم.
در پایین یکی از آهنگ های کوهن گذاشتم.(حتما دانلود کنید تا اگر تا الان کوهن رو گوش نکردید با صداش آشنا شوید) آهنگ مورد علاقه من از کوهن: Dance me to the end of love
Dance me to your beauty with a burning violin
Dance me through the panic till I'm gathered safely in
Lift me like an olive branch and be my homeward dove
Dance me to the end of love
Dance me to the end of love
Oh let me see your beauty when the witnesses are gone
Let me feel you moving like they do in Babylon
Show me slowly what I only know the limits of
Dance me to the end of love
Dance me to the end of love
Dance me to the wedding now, dance me on and on
Dance me very tenderly and dance me very long
We're both of us beneath our love, we're both of us above
Dance me to the end of love
Dance me to the end of love
Dance me to the children who are asking to be born
Dance me through the curtains that our kisses have outworn
Raise a tent of shelter now, though every thread is torn
Dance me to the end of love
Dance me to your beauty with a burning violin
Dance me through the panic till I'm gathered safely in
Touch me with your naked hand or touch me with your glove
Dance me to the end of love
Dance me to the end of love
Dance me to the end of love
+
نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 18:51 توسط پیمان
|

ببخشید یه مدت نبودم. خودم احساس کردم خیلی خستم و الان دوباره امدم. امید وارم منو یادتون نرفته باشه.البته تو این مدت خیلی چیزا یاد گرفتم...
بنظر اومد شعر پایین به موضوع این پستم می یاد. در ضمن شعر قشنگی هم است.
راستی امیدوارم از این اهنگ وبم خوشتون بیاد.بعدا اطلاعات بیشتری در مورد گروه این موسقی به شما میدم. پس فعلا بای![]()
![]()

دوباره شب...
دوباره سکوت...
دوباره تنهایی...
دوباره شب...
دوباره سکوت...
دوباره بیقراری...
دوباره شب...
آسمان شب پر از ستاره...
اما شب من بی ستاره.
دوباره رویا...
اما رویا در خواب.
دوباره شوق پرواز...
اما بال پرواز من شکسته.
دوباره هوس نواختن گیتار...
اما گیتار من شکسته...
دوباره بغض...
و چشمان من پر از اشک.
+
نوشته شده در سه شنبه دوم مهر 1387ساعت 21:34 توسط پیمان
|

امروز می خواستم شعری از خواننده محبوبم را برای شما بنویسم. شعر : فریدون رهنما در اکثر اجراهای فرهاد این حس غم که گویا حنجره اش نمونه کاملی برای ابزار تلخیها. خشونت. صلابت. سختی ها و آن گرمای خاص خود به چشم می خورد. گرم و زنده، بر شن های تابستان
خواننده : فرهاد
آلبوم : برف
زندگی را بدرود خواهم گفت
تا قاصد میلیون ها لبخند گردم
تابستان مرا در بر خواهد گرفت و
دریا دلش را ، خواهد گشود
زمان در من خواهد مرد
و من بر زمان خواهم خفت
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 16:13 توسط پیمان
|
